سیستم بازدید روزانه هر مطلب از تاریخ 17/11/1390 راه اندازی شد
سیستم بازدید روزانه هر مطلب از تاریخ 17/11/1390 راه اندازی شد
از ازل فاطمه مادرم بوده
پسرش مونس و دلبرم بوده
روز محشر اگرم پسر نگه
میگه این غلام اکبرم بوده
زیر آتیش گناه و معصیت
بزم ماتم تو سنگرم بوده
اولین خیمهای که برات زدم
با چادر نماز مادرم بوده
با همه شکستگی خوشم بگی
این شکسته کبوترم بوده
بعد مرگم میدونم همه میگن
یا حسین جمله آخرم بوده
|| ||
اشک دونه دونه از چشام میریزهغصه دل من فقط یه چیزه
که بابام غریبه
دل به غم نصیبه
غربت بابامون خیلی عجیبه
بک یا الله بک یا الله بک یا الله بعلیٍ
رو دلم پا نذار
منو تنها نذار
زینبت می میره اگه نباشی
تموم حاصلم
ای دوای دلم
دل من می گیره اگه نباشی
منو اشک عباس
یادگارای یاس
بعد تو بابا جون تنهایی سخته جدایی
مگه تو نگفتی
دختر قشنگم
تویی که ذخیره برای کرب و بلایی
به خدای کعبه که شدم رستگار
بچه ها سرم رو شکستند بگید واویلا
سلام شما رو دیگه می رسونم
بعد عمری بابا به مادر حضرت زهرا
|| ||
ذکر دلم مدح و ثنای علیست حال خوشم حال و هوای علیست
ذات الهی چو مرا خلق کرد هر چه به من داد ولای علیست
خلوت من، جَلوت من، با علیست دار و ندارم همه یک یا علیست
کیست علی؟ آن که ندانند کیست کیست علی؟ آن که خدا هست و نیست
کیست علی؟ کسی که پیش از مکان به ذل غیب لا مکان داشت زیست
لعل و دم جان محمد علیست تمام ق رآن محمد علیست
مغز علی و دگران پوستند تمام انبیا علی دوستند
|| ||
پای پر آبله را مرهم نیست ..... مرهمی جز نگهت بهرم نیست
دوریت اشک مرا در آورد ..... ورنه با تو به دل من غم نیست
من گرفتم نفس هر شلاق ..... بس زدم ناله پدر، این کم نیست
غیرچندین سر پاک و سجاد ..... کس در این شهر به ما محرم نیست
بار سنگین غمت بر دوش است ..... غم نباشد قد من هم خم نیست
لبت از تشنه لبی خشک شده ..... آب انگار در این عالم نیست
|| ||
تا شعلة هجران تو خاموش کنم ..... بر آتش دل ز صبر، سرپوش کنم
بسیار بکوشیدم و، نتوانستم ..... یک لحظه غم تو را فراموش کنم
ای کاش، دمی دهد امانم این اشک ..... تا نقش تو را به دیده منقوش کنم
آخر چه شود، شبی به خوابم آئی ..... تا جام محبّت تو را نوش کنم
بنشینی و، در برت، مرا بنشانی ..... تا زمزمة نوازشت گوش کنم
گربار دگر مرا در آغوش کشی ..... صد بوسه بر آن دست و بر و دوش کنم
از حملة غارت به دلم آتشهاست ..... این داغ، عیان، ز لالة گوش کنم
گویند به من، یتیم غارت زدهام ..... ز آن چشمة چشم خویش بر جوش کنم
دیگر اگر ای پدر نخواهی برگشت ..... بر خیزم و، پیکرم سیه پوش کنم؟
|| ||