سیستم بازدید روزانه هر مطلب از تاریخ 17/11/1390 راه اندازی شد
سیستم بازدید روزانه هر مطلب از تاریخ 17/11/1390 راه اندازی شد
شهید سیدمحمد ابراهیمی میگوید: همیشه به یاد خدا باشید و به دستورات شرعی و الهی عمل كنید و از امت شهیدپرور ایران و به خصوص همشهریان عزیز میخواهم دست از اسلام،امام و انقلاب برندارند و با حضور در صحنه،پوزه لاشخوران شرق و غرب را به زمین بمالند و مواظب باشند افراد منافق شما را فریب ندهند.
برادران عزیز،ملاك و خط مشی شما باید دستورات خدا،قرآن،چهارده معصوم(ع) و امام عزیزمان خمینی كبیر باشد و با حضور در صحنههای جنگ و انقلاب، روح شهدای اسلام را شاد كنید و دشمن را به هراس و وحشت بیاندازید.
|| ||
شهید محمودصحرائی اردكانی اظهار میدارد: من شما را به پیروی از امام خمینی و اطاعت بیچون و چرا از راهش كه همان راه امام زمان(عج) است توصیه میكنم. من به شما توصیه دارم با هر كسی كه از روی عناد با این انقلاب دشمن است به مقابله برخیزید
|| ||
شهید یعقوب مهدیزادهاصل مینویسد: همیشه هوشیار و آماده باشید و مشت خود را بر دهان یاوهگویان و كسانی كه میخواهند انقلاب را به انحراف بكشانند بكوبید و نگذارید خون شهیدان عزیزمان پایمال شود و دست بیعت با امام محكم كنید و نگذارید حسین زمان تنها باشد كه اگر غفلت كنید به عذاب الهی دچار خواهید شد.
|| ||
شهید جلال امیدی هم در بخشی از وصیتنامهاش نوشته است:من از تمام اقوام و دوستان و آشنایان میخواهم كه امام را تنها نگذارید و سلام مرا به رهبر عزیزم برسانید و بگویید كه تا آخرین قطره خونم سنگر اسلام را ترك نكرده و نخواهم كرد. با خداوند پیمان میبندم كه در تمام عاشوراها و در تمام كربلاها با حسین (ع) همراه باشم.
ای دوستان و آشنایان كه این درد دل مرا میشنوید،شما را به خدا قسم میدهم كه بروید جبههها را پر كنید. الان جنگ به مرتبهای رسیده كه احتیاج به نیرو دارد،بروید تا به فرمان امام لبیك گفته باشیم.
همیشه دعاگوی امام باشید كه همین دعاهاست كه تا به حال جنگ را پیش برده.
|| ||
احساس تنهایی تمام وجودم را گرفته بود. همین تنهایی و احساس غربت سبب شد تا در این مدت حضورم در منطقه، آرام و قرار نداشته باشم. داشت برایم خسته کننده میشد.خودم را به ستاد تیپ رساندم. میخواستم با فرمانده تیپ صحبت کندم. چند روزی منتظرش بودم. رفته بود زیارت خانه خدا و حالا برگشت. همین دیروز. بچهها گفته بودند، فقط چند ساعتی رفت به خانوادهاش سر زد و آمد منطقه.
||ادامه مطلب ||
روی موضوع مورد نظر کلیک راست کرده و گزینه open in new window را انتخاب کنید تا در صفحه جدید مطلبتان را مشاهده فرمائید.
|| ||
اوایل تابستان سال 1366 بود ، نیروی هوایی از چندی قبل شروع به اعزام پرسنل به سفر حج نموده بود و هر کدام از پرسنل که اسم شان در لیست قرار می گرفت به این سفر معنوی مشرف می شدند . در همین هنگام بود که به "علیرضا بیطرف" اعلام نمودند که باید خود را برای رفتن به سفر حج آمده کنی . ایشان نیز بعد از درخواست مرخصی به مدت یک ماه به همراه خانواده عازم تهران شد . دوسه روزی از رفتن بیطرف نگذشته بود که دیدم به پایگاه برگشته چون خیلی باهاش صمیمی بودم بهش گفتم :
- علی چی شد ؟ پس چرا برگشتی ؟
گفت :
- تمام پروازهای حجاج یک هفته به عقب افتاده اومدم که بگم مرخصی ام رو یک هفته عقب بنیندازید .
بهش گفتم : "باشه تو برو تهران احتیاجی نیست بمونی."
ولی در پاسخ بهم گفت :
- نه تا این فاصله یک هفته اومدم که پرواز کنم .
هر چی بهش گفتم تو احتیاج نیست که پرواز کنی برو به کارهایت برس گوش نکرد. به جرات می تونم بگم اکثر بچه های گردان گفتند:
- علی برو استراحت ما هستیم ...
ولی بیطرف پایش را در یک کفش کرده بود که الا و بلا من اومدم که پرواز کنم . خلاصه هر کاری که کردیم حریفش نشدیم . فردای اون روز علی پرواز کرد و ساعاتی بعد در باند فرود به سلامت به زمین نشست .
.
برای مشاهده پرواز آخر شهید روی داستان پرواز آخر کلیک کنید
||پرواز آخر ||

«اینجانب خلبان پایگاه هوانیروز كرمانشاه تاكنون برای احیای اسلام و حفظ مملكت اسلامی در كلیه جنگها شركت نموده و به دستور رهبر عزیزم به جنگ رفتهام. لذا تقاضا دارم درجه تشویقی كه به اینجانب دادهاند، پس گرفته و مرا به درجه ستوانیار سومی كه بودهام، برگردانید.»
علی اكبر قربان شیرودی، در دی ماه 1334 در روستای بالا شیرود تنكابن در استان مازندران به دنیا آمد ، بعد از اتمام دوره ابتدایی و كسب رتبه شاگرد اولی، به دلیل نبود دبیرستان در روستای بالاشیرود در دبیرستان شیرود در شش كیلومتری محل سكونتش ادامه تحصیل داد. وی كه از مشكلات مالی خانواده مطلع بود از طریق كارگری و كشاورزی به پدرش كمك میكرد.
علی اكبر در سال آخر دبیرستان جهت یافتن كار به تهران آمد و در كنار كار به ادامه تحصیل پرداخت. در سال 1350 با افكار و مبارزات امام خمینی(ره) آشنا شد و شروع به مطالعه معارف و كتابهای ادیان مختلف همچنین كتب فلسفی و سیاسی از جمله نوشتههای استاد شهید مرتضی مطهری كرد.
او در سال 1351 وارد دوره مقدماتی خلبانی شد و پس از مدتی برای گذراندن دوره كامل به پادگان هوانیروز اصفهان منتقل شد.

با اتمام دوره خلبان هلیكوپتر كبری به این موضوع پی برد كه نفوذ آمریكاییها در ارتش و فرهنگ كشور بیش از آن است كه تصور میشد. وی پس از پایان دوره خلبانی به عنوان خلبان به استخدام ارتش در آمد و به پادگان هوانیروز كرمانشاه منتقل شد. در این ایام با شهید احمد كشوری، از خلبانان مؤمن كه از همشهریانش نیز بود آشنا شد.
برای خواندن ادامه زندگینامه روی زندگینامه کامل کلیک کنید
||زندگینامه کامل ||